mouse code

کد ماوس

.

کد جمله های دکتر شریعتی

کد جمله های دکتر شریعتی

مــعــین - همدم

سفارش تبلیغ
صبا


« جایی میان ابرها »

میدونی اوج دلتنگی کجاست؟؟؟؟؟اون جا که فقط دلت بخاد شمارشو روی صفحه ی گوشیت ببینی....

.

.

.

کنار حوصله ام بمان !! نباشی دلم که هیچ ، دنیا هم تنگ میشود.

.

.

.

به شانه ام میزنی که تنهایم را بتکانی؟؟
به چی دلخوشی!!؟؟
تکاندن برف از شانه ی آدم برفی؟؟!!!

.

.

هر چقدر که بعضی آدما رو ب?شتر م?شناس? تنها??ت دلچسب تر م?شه . . .

.

.

برگرد خونه حتی اگه باخبر باشی که تنها دل خودت برای تو شور میزنه ...!!!

.

.

درخانه ام را می زنند:
میهمان ها
رفتگرها
نشانی گم کرده ها
کودکان
همه
هرکسی
جزتو....

.

.

.

عادت !
چه طعم تلخی دارد
وقتی آن را با عشق اشتباه میگیری

.

.

من دلم می خواهد
ساعتی غرق درونم باشم!!
عاری از عاطفه ها
تهی از موج و سراب
دورتر از رفقا
خالی از هرچه فراق!!
من نه عاشق هستم ؛و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
من دلم تنگ خودم گشته و بس

.

.

.

چه "شوری" میزند دلم وقتی .....
وقتی در چشم دیگران انقدر "شیـــرین" میشوی .....!

.

.

.

دردناک ترین جدایی ها انهایی هستند که نه کسی پرسید چرا،و نه کسی فهمید چرا...

.

.

نمـــی دانـم چــــرا ؟!
ایـن روزهــــا در جـــواب هـــرکــــه از حـــالم
مـــی پرســــد تـــا مــــی گویــــم ... " خوبــــــــم "
چشمـــــانم خیس مــــی شـــــود ... !



نوشته شده در جمعه 92/1/16ساعت 4:17 عصر توسط Nahid نظرات ( ) | |

خدایا 1 مرگ بدهکارم

و1000 ارزو طلبکار ...خسته ام

یا طلبم را بده یا طلبت را بگیر

.

.

.

هیچکس نفهمید "زلیخا" مرد یود!

میدانی چرا؟

مردانگی میخواهد ماندن،پای

عشقی که مدام تو را پس میزند...

.

.

.

چرا نگاه میکنی؟ تنها ندیده ای؟

به من نخند من هم روزگاری عزیزدل کسی بودم...

.

.

.

ما که وزنی نداریم...

خدایا چرا به دل دیگران سنگینی میکنیم...؟


نوشته شده در جمعه 92/1/16ساعت 3:50 عصر توسط Nahid نظرات ( ) | |

دلم تنگ است

دلم می سوزد از باغی که می سوزد

نه دیداری

نه بیداری

نه دستی از سر یاری

مرا آشفته می دارد

چنین آشفته بازاری

تمام عمر بستیم و شکستیم

به جز بار پشیمانی نبستیم

جوانی را سفر کردیم تا مرگ

نفهمیدیم به دنبال چه هستیم

عجب آشفته بازاریست دنیا

عجب بیهوده تکراریست دنیا

میان آنچه باید باشد و نیست

عجب فرسوده دیواریست دنیا

چه رنجی از محبت ها کشیدیم

برهنه پا به تیغستان دویدیم

نگاهی آشنا در این همه چشم

ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم

سبک باران ساحل ها ندیدند

به دوش خستگان باریست دنیا

مرا درموج حسرت ها رها کرد

عجب یار وفاداریست دنیا

عجب خواب پریشانی ست دنیا

عجب آشفته بازاریست دنیا

عجب بیهوده تکراریست دنیا

میان آنچه باید باشد و نیست

عجب فرسوده دیواریست دنیا

                     " اردلان سرفراز "


نوشته شده در چهارشنبه 91/6/29ساعت 2:13 عصر توسط Nahid نظرات ( ) | |

 

 


نوشته شده در چهارشنبه 91/6/29ساعت 2:10 عصر توسط Nahid نظرات ( ) | |

پیش از اینها فکر می کردم خدا

خانه ای دارد میان ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها

خشتی از الماس و خشتی از طلا

پایه های برجش از عاج و بلور

بر سر تختی نشسته با غرور

ماه، برق کوچکی از تاج او

هر ستاره،پولکی از تاج او

اطلس پیراهن او، آسمان

نقشِ روی دامن او، کهکشان

رعد و برق شب، طنین خنده اش

سیل و طوفان، نعره ی توفنده اش

دکمه ی پیراهن او ، آفتاب

برق تیغ و خنجر او ، ماهتاب

هیچ کس از جای او آگاه نیست

هیچ کس را در حضورش راه نیست

پیش از اینها خاطرم دلگیر بود

از خـــــدا ، در ذهنم این تصویر بود

آن خدا بی رحم بود و خشمگین

خانه اش در آسمان ، دور از زمین

بود ، اما در میان ما  نبود

مهربان و ساده و زیبا نبود

در دل او دوستی جایی نداشت

مهربانی هیچ معنایی نداشت

هر چه می پرسیدم ، از خود ، از خدا

از زمین ، از آسمان ، از ابرها

زود می گفتند:این کار خداست

پرس و جو از کار او کاری خطاست

هر چه می پرسی ،جوابش آتش است

آب اگر خوردی، عذابش آتش است

تا ببندی چشم کورت می کند

تا شدی نزدیک ، دورت می کند

کج گشودی دست ، سنگت می کند

کج نهادی پای ، لنگت می کند

تا خطا کردی ، عذابت می کند

در میان آتش ، آبت می کند...

با همین قصه ، دلم مشغول بود

خواب هایم ، خواب دیو و غول بود

خوب می دیدم که غرق آتشم

در دهان شعله های سر کشم

در دهان اژدهایی خشمگین

بر سرم بارانِ گُرزِ آتشین

محو می شد نعره هایم ، بی صدا

در طنین خنده ی خشمِ خدا...

نیّت من ، در نماز و در دعا

ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه می کردم ، همه از ترس بود

مثل از بر کردن یک درس بود

مثل تمرین حساب و هندسه

مثل تنبیه مدیر مدرســــــه

تلخ ،  مثل خنده ای بی حوصله

 سخت، مثل حلِّ صدها مسئله

مثل تکلیف ریاضی سخت بود

مثل صرفِ فعل ماضی سخت بود

تا که یک شب دست در دست پدر

راه افتادم به قصد یک سفر

در میان راه ، در یک روستا

خانه ای دیدم ، خوب و آشنا

زود پرسیدم : پدر ، اینجا کجاست؟

گفت: اینجا خانه ی خوب خداست!

گفت اینجا می شود یک لحظه ماند

گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند

با وضویی ، دست و رویی تازه کرد

 با دل خود، گفت و گویی تازه کرد

گفتمش: پس آن خدای خشمگین

خانه اش این جاست؟ این جا ، در زمین؟

 گفت : آری، خانه ی او بی ریاست

فرش هایش از گلیم و بوریاست

مهربان و ساده و بی کینه است

مثل نوری در دل آیینه است

عادت او نیست خشم و دشمنی


نوشته شده در چهارشنبه 90/12/24ساعت 8:42 عصر توسط Nahid نظرات ( ) | |

ای دبستانی ترین احساس من
خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درس‌های سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه وکلاغ
روبه مکارو دزد دشت وباغ 
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است
کاکلی گنجشککی با هوش بود
فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز وسرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن میدرید
تا درون نیمکت جا میشدیم
ما پرازتصمیم کبری میشدیم
پاک کن هایی زپاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستان ما از آه بود
برگ دفترها به رنگ کاه بود
مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ
همکلاسی‌های من یادم کنید
بازهم در کوچه فریادم کنید
همکلاسی‌های درد و رنج و کار
بچه‌های جامه‌های وصله‌دار
بچه‌های دکه خوراک سرد
کودکان کوچه اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می‌شد باز کوچک می‌شدیم
لا اقل یک روز کودک می‌شدیم
همکلاسی‌های درد و رنج و کار
بچه‌های جامه‌های وصله‌دار
بچه‌های دکه خوراک سرد
کودکان کوچه اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می‌شد باز کوچک می‌شدیم
لا اقل یک روز کودک می‌شدیم
ای دبستانی‌ترین احساس من
بازگرد این مشق‌ها را خط بزن

نوشته شده در چهارشنبه 90/12/24ساعت 8:35 عصر توسط Nahid نظرات ( ) | |

التماس به خدا جرأت است . اگر برآورده شود ، رحمت است ، اگر برآورده نشود ، حکمت است . التماس به انسان خفت است . اگر برآورده شود ، منت است ، اگر برآورده نشود ، ذلت است....


نوشته شده در چهارشنبه 90/12/24ساعت 8:24 عصر توسط Nahid نظرات ( ) | |

عشق 
  عشق چیست؟ مادر گفت عشق یعنی فرزند. پدر گفت عشق یعنی همسر. دخترک گفت عشق یعنی عروسک. معلم گفت عشق یعنی بچه ها. خسرو گفت عشق یعنی شیرین. شیرین گفت عشق یعنی خسرو . اما فرهاد هیچ نگفت. فرهاد نگاهش را به آسمان برد؟ باچشمانی بارانی. میخواست فریاد بزند اما سکوت کرد!‌میخواست شکایت کند اما نکرد. نفسش دیگر بالا نمی آمد؟ سرش را پایین آورد و رفت! هر چند که باران نمی گذاشت جلوی پایش را ببیند! ولی او نایستاد. سکوت کرد و فقط رفت. چون میدانست او نباید بماند. و عشق معنا شد


نوشته شده در چهارشنبه 90/12/24ساعت 8:18 عصر توسط Nahid نظرات ( ) | |

... بزن زنگ رو به سلامتیه
 به سلامتی بیل!
که هرچه ‌ قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌ تر می‌شه.
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی عقرب!        که به خواری تن نمی ده
عرض شود که عقرب وقتی تو آتیش می ‌ره و دورش همش آتیشه با نیشش خودش می‌ کُشه که کسی ناله‌ هاشو نشنوه
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی سیم خاردار ! که پشت و رو نداره
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی اونی که بی کسه ولی ناکس نیست
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه
-----------------------------------------------------------------------------------------
بسلامتی بچه های قدیم که با ذغال واسه ی خودشون سبیل می ذاشتن تا شبیه بابا هاشون بشن...
نه بچه های الان که ابروهاشون رو بر می دارن تا شبیه مادراشون بشن ...
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی دریا ! که ماهی گندیده‌هاشو  دور نمی‌ ریزه...
-----------------------------------------------------------------------------------------
گل آفتابگردان را گفتند: چراشبها سرت را پایین می اندازی؟ گفت :ستاره
چشمک میزند، نمیخواهم به خورشید خیانت کنم..........
به سلامتی همه اونایی که مثل گل آفتابگردان هست
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی آسمون که با اون همه ستاره اش یه ذره ادعا نداره
-----------------------------------------------------------------------------------------
و به سلامتی میخی که هرچی توسرش زدن خم نشد
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی سکوت... که بعضی ها رو فقط همین سکوت آروم میکنه... بعضی ها رو هم آتیش می زنه!!!
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی کسایی که تنها میمونن ولی تنها نمذارن
-----------------------------------------------------------------------------------------
بسلامتی اون پدر و مادر هایی که خودشون باشکمه خالی خوابیدن که بچه هاشون سیر بخوابن
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی سهراب، آن سپهری که به زیبائی گفت: تو مرا یاد کنی یا نکنی،                                                   من به یادت هستم، آرزویم همه سرسبزی توست!
-----------------------------------------------------------------------------------------
سلامتی اون دختر بچه ای که قدش به شیشه ی پرادو نرسید لاستیکشو پاک کرد
----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی کسی که دید تو تاکسی بغلیش پول نداره به راننده گفت :پول خورد ندارم کرایه همه رو حساب کن
------------------------------------------------------------------------------------------------
سلامتی دلی که کسی منتظرش نیس و خیالشم نیس
-----------------------------------------------------------------------------------------------
سلامتی همه اونایی که نه جایی واسه موندن دارن نه پایی واسه رفتن
-----------------------------------------------------------------------------------------------
بسلامتی هرچی محرم اسراره
-----------------------------------------------------------------------------------------------
سلامتی همه اونهایی که همیشه تو جمع میگن و میخندن ولی دو دقیقه که باهاشون تنهایی حرف بزنی             میفهمی یه دنیا غصه دارن به سلامتی دیوار که مرد و نامرد بهش تیکیه میزنن
----------------------------------------------------------------
به سلامتی اون زندانی هایی که بی گناه گوشه زندون افتادن
---------------------------------------------------------------
به سلامتی همه ی اونایی که،جرات دارن میگن دیگه نمیخوامت... نه اونهایی که میگن : میدونی؟ تو لایق بهتر از منی...
--------------------------------------------------------------
به سلامتی اشک که وقتی میاد طرف خالی می‌شه و بقیه پر.
--------------------------------------------------------------
به سلامتی اونایی که هر چی شکستن، دل نشکستن
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی اون کسی که میدونه ولی همیشه ساکت می مونه
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی هر کس که درونش داره میسوزه اما ترجیح میده لبهاشو بدوزه
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی اون سوال هایی که پرسیده نمی شن ولی جوابشون بغض میشه تو دل آدم
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی اونیکه تو دردناکترین لحظه ها، سنگینیه سکوت رو تحمل کرد اما لب باز نکرد تا                              عشقش همونجوری که خوشه ، خوش بمونه
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی مدادهای مداد رنگی که تا آخرین ذره وجودشون یه رنگ میمونن . . .
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی شب که زشتی های روزُ تو خودش محو میکنه...
-----------------------------------------------------------------------------------------
امروز تو خیابون دست یه نفر یه قناری دیدم پرسیدم : فروشیه؟ گفت : نه ؛ رفیقمه ...                                        به سلامتی همه اونایی که رفیقاشونو نمی فروشن
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی رفیقی که دلتو می شکنه اما تو سکوت می کنی چون دوسش داری
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی خدا که هر وقت باهاش گل یا پوچ بازی کنی برنده ای چون همیشه دو دستش پره!!
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتی اونایی که با هر وزش باد ، جهت عقایدشون تغییر نکرد و نمی کنه
-----------------------------------------------------------------------------------------
به سلامتیه پسری که توی خیابون چشمش به یه دختر خوشگل افتاد سرشو انداخت پایین و زیر لب گفت:                 هر چقدر هم خوشگل باشه به پای عشقه من نمیرسه ......


نوشته شده در پنج شنبه 90/10/8ساعت 11:4 عصر توسط Nahid نظرات ( ) | |

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری دوم www.pichak.net کلیک کنید


نوشته شده در پنج شنبه 90/8/5ساعت 9:54 عصر توسط Nahid نظرات ( ) | |

   1   2      >


قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت




کد ماوس